تبليغاتX
د سوسیالیست پیام نور، نوراباد ممسنی

د سوسیالیست پیام نور، نوراباد ممسنی

زنده باد سوسیالیسم

 

بیانیه دانشجویان سوسیالیست به مناسبت 8 مارس ، روز جهانی زن

 

 

 

در آستانه صدمین سالگرد 8 مارس ، روز جهانی زن ، نه تنها زنان ایران همچنان تحت حاکمیت سرمایه داری اسلامی و قوانین ارتجاعی آن مورد بیشترین تبعیض جنسی و طبقاتی قرار می گیرند و از نظر اجتماعی – سیاسی در موقعیت درجه دوم قرار دارند ، بلکه این حکومت در آذر ماه  امسال ده ها تن از دانشجویان چپ و سوسیالیست را که در طی چند سال اخیر پس از سالها اقدام به برگزاری مراسم هشت مارس در دانشگاه تهران نموده بودند را باز داشت و روانه زندانهای مخوف خود نمود و با هدف سرکوب حرکت چپ ، آزادی خواه و برابری طلب در دانشگاهها که پرچم دار طرح مساله زن و مطالبه حقوق زن در سطح جنبش دانشجویی بود ، آنان را تحت شدید ترین فشارها و شکنجه ها قرار داد .

نظام کاپیتالیستی و مردسالارانه مذهبی شرایطی بسیار دشوار را بر زنان ایران تحمیل نموده است  اما فرودستی زنان که در سیستم سرمایه داری ریشه دارد ، مساله ای جهانی است و در کشورهای پیشرفته صنعتی نیز  پدیده هایی نظیر خشونت ، ستم و آزار جنسی کماکان به حیات خود ادامه می هند چرا که توان و توسعه یافتگی سرمایه و هر درجه از انکشاف " مدرنیته " لزوما در تناظر با تضعیف و نابودی مردسالاری در جامعه قرار ندارد .

جنبش زنان ایران یک جنبش عمومی با گرایشهای مختلف است که  اعتراضات و مبارزات هر روزه زنان ایران در مقابل این تبعیضات در قالب این جنبش بازتاب می یابد . در تاریخ معاصر ایران ، تهاجمات استبداد و ارتجاع به جامعه همواره از تعرض به حقوق و حرکت زنان در جامعه آغاز گشته است ؛ مساله ای که در چند سال گذشته نیز به وضوح شاهد آن بوده ایم  و این اهمیت و جایگاه این جنبش در تحولات جاری و کنونی جامعه را به ما نشان می دهد . در شرایط کنونی شاخه ای از جنبش اصلاح طلبی تحت عنوان " فمینیسم لیبرال " که در پیوند و اتحاد تنگاتنگ با " فمینیسم اسلامی " قرار دارد و در قالب " کمپین یک میلیون امضاء " به فعالیت مشغول است  ، در جنبش زنان دست بالا را دارد . این گرایش با روش " فرهنگی " و ارائه " تفاسیر " و " قرائتها " ی متفاوت از قوانین حاکم که پیش فرضهای سیاسی و فکری  اصلاح طلبان حکومتی و نیز " سیاست زدایی " از جنبش زنان را نیز به شکل ضمنی در خود حمل می کند ، در صد " تعدیل " قوانین زن ستیز موجود است . این کمپین که خود انعکاسی از شکست اصلاح طلبان حکومتی ، رانده شدن از حاکمیت و معلق ماندن آنها در فضایی بین حاکمیت و شبه اپوزیسیون است ، هم مبارزات جنبش زنان را در مقابل قوانین حاکم عقیم می گذارد و...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 22 اسفند1386ساعت 11  توسط دانشجویان سوسیالیست پیام نور ،نوراباد  | 

 

بیانیه در باره اعتراضات دانشگاه شیراز و بحثهای ایجاد شده پیرامون آن

 

اعتراضات دانشجویان دانشگاه شیراز که حول مسایلی نظیر عزل یا استعفای رییس دانشگاه ،عزل شورای صنفی دست نشانده رییس فعلی دانشگاه ، فراهم آوردن امکانات دسترسی به اینترنت برای همه دانشجویان ، تجهیز و توسعه خوابگاهها و ... به راه افتاده است . تا کنون نزدیک به ده روز موفق و بی نظیر را پشت سر گذاشته است که در شرایط کنونی می توان آن را از حیث تداوم یافتن تا مدت زمانی بیش از یک هفته و شرکت توده و بدنه دانشجویی در اعتراضات تا همینجا هم به عنوان یک مورد و نمونه موفق مبارزات دانشجویی محسوب داشت . این اعتراضات در ادامه اعتراضات قبلی دانشجویان دانشگاه شیراز به "منشور اخلاقی" اعلام شده توسط رییس دانشگاه که منجر به تصرف کوتاه مدت دانشگاه توسط دانشجویان و لغو این منشور گردید ، قرار می گیرد. ما به عنوان یک نیروی مستقیما درگیر در این اعتراضات این موفقیت را به تمام دانشجویان دانشگاههای شیراز ، معترضین و حامیان آنها  تبریک گفته و عزم خود را برای شرکت در این مبارزه و کوشش جمعی تا تحقق تمام مطالبات دانشجویان اعلام می داریم . 

حوادث دانشگاه شیراز به طرح بحثهایی قدیمی در سطح جنبش دانشجویی منجر شده است که البته نخستین نشانه های آن با مباحثاتی که پیرامون " بیانیه دانشجویان لیبرال پیرامون حوادث کوی دانشگاه " آشکار گشت و صدور بیانیه سازمان ادوار تحکیم وحدت پیرامون اعتراضات دانشگاه شیراز این بحثها را وارد مرحله ای دیگر نمود. بحث مطالبات و اعتراضات دانشجویی در مرکز این مجادلات قرار دارد : اینکه ماهیت اعتراضات دانشجویی صنفی است و برای حفظ امنیت فعالین و تداوم جنبش می بایست در این سطح باقی بماند و یا سیاسی است و باید در هرگام چرخش تندتری به سمت شعارهای سیاسی تر و انقلابی تر بیابد ؟ ما به عنوان دانشجویان سوسیالیست و بر اساس سنت نظری و اجتماعی خود اعتقاد داریم که طرح موضوع به این طریق ، شکلی انتزاعی به بحث می دهد و این انقطاب در واقعیت مبارزات دانشجویی خود را نشان نداده و نمی دهد .  تاریخ مبارزات جنبش دانشجویی نشان داده است که موج اعتراض و مبارزه این جنبش می تواند حول موضوعاتی با ماهیتی صنفی یا سیاسی آغازگردد و جریان یابد : اعتراضات تیرماه 1378 در کوی دانشگاه تهران از همان آغاز در اعتراض به تعطیل شدن یک روزنامه به جریان افتاد اما حوادث خرداد ماه 1382 که مجددا در کوی دانشگاه اتفاق افتاد در اعتراض به کیفیت بد غذای خوابگاه آغاز گشت ؛ نخستین تظاهرات عظیم دانشجویی در ترکیه در سال 1965 (1344) در اعتراض به قتل دو کارگر معدن در منظقه "کوزلو" آغاز شد و در مراحل بعدی در مقابل فاشیزم ترک ، کاپیتالیسم و ناتو قد علم کرد. خیزش دانشجویی 1968 فرانسه در آغاز حول  اعتراض به مسایلی نظیر محدودیتهای ایجاد شده در آمد و شد بین خوابگاههای دانشجویان دختر و پسر، فقدان امکانات و پایین بودن بودجه بخش دانشگاهی و در مقابل سرمایه گذاری بیش از اندازه برای طرحهای استفاده از انرژی اتمی و ... به حرکت در آمد و در فازهایی دیگر  امپریالیسم ، جنگ افروزی در ویتنام و مناسبات جامعه کاپیتالیستی را نشانه رفت . بدین ترتیب واقعیت مبارزات دانشجویی در غالب موارد ترکیبی از این سطوح را در بر می گیرد اما آنچه بدیهی است این نکته است که آنچه تاریخا جنبش دانشجویی را به موقعیت کنونی اش در سطح جهان برکشانده است فراروی آن از مطالبات صنفی و قشری ، پیوند یافتن آن با جنبشهای عمومی ، جنبه سیاسی آن و نقشی است که در مقابل کل جامعه ایفا می کند. اینکه جنبش سنتا به ویژه در کشورهای استبداد زده ای مانند ایران بی درنگ از دفاع از حقوق قشر دانشجو فراتر رفته و مستقیما درگیر مبارزه سیاسی می شود و به این اعتبار فعالترین مبارزان سیاسی و پیشروان فکری را به جامعه تحویل می دهد ، نکته ای بدیهی است که گویا حتی "دادگاه انقلاب " شهر شیراز که اقدام به احضار دوازده نفر از دانشجویان دانشگاه شیراز نموده است ، آن را بهتر از دانشجویان لیبرال و سازمان ادوار تحکیم وحدت می فهمد. بدین ترتیب مطالبات صنفی علاوه بر اینکه به شکل درخود و در جهت دستیابی به امکانات بهتر برای ارتقای سطح زندگی توده دانشجو دارای ارزش و اهمیت می باشد ، هم می تواند بمثابه جرقه ای برای شروع موج مبارزات دانشجویی مدنظر قرار گیرد و هم اینکه کانال ارتباطی فعالین سیاسی و پیشروان دانشجویی را با بدنه این جنبش فراهم آورد . و این آخری مساله ای است که عدم توجه کافی به آن از ضعفهای اساسی جنبش دانشجویی ایران است چرا که اگر حرکتی وسیع و با مشارکت توده ای و متشکل از پایین وجود نداشته باشد ، جنبش در معنای واقعی آن شکل نمی گیرد و بدون وجود چنین جنبشی ، صادقترین پیشتازان در عرصه تبلیغ و ترویج محدود مانده و از لحاظ اجتماعی کم تاثیر می مانند . تجربه موفق "سازمان دانشجویان دانشگاه تهران" که به همت و ابتکار فعالین چپ در خرداد ماه 1329 حول مسایل صنفی و با شرکت شرکت سازمانهای دانشجویی دانشکده های مختلف و کوی دانشگاه تهران حول مسایل صنفی شکل گرفت از این جهت حائز اهمیت و توجه است . همانطور که اشاره شد فعالین دانشجویی دانشگاه شیراز تا کنون در این زمینه با موفقیت عمل کرده اند و علی رغم کشیده شدن اعتراضات به هفته دوم ، می توانند روی حضور و همراهی بدنه دانشجویی حساب کنند.

دانشجویان سوسیالیست شیوه متمایز برخورد خود را با مسایلی از این دست بر مبنای نقد دو رویکرد انحرافی دیگر در این زمینه استوار می کنند :

1-رویکرد لیبرالها و اصلاح طلبان حکومتی : حدود یک دهه پیش جریانی در صحنه سیاست ایران ظهور کرد که از همان ابتدا از همان آغاز از محافل حکومتی تجاوز کرده و بخشهای رفرمیست و نیم بند اپوزیسیون را نیز در بر گرفت . به این اعتبار این حرکت افرادی را در بر گرفت که تقلای خود برای راهیابی به حاکمیت را " گذار به دموکراسی " نام نهادند و افرادی که با حفظ اتیکت "لیبرال سکولار" به پشتیبانی از اصلاحات دولتی برخاسته و این حرکت را در ادامه خود منتج به شکل گیری " جمهوری تمام عیار" دانستند و بعدها در اثر فشار واقعیتها نواهای دیگری سر دادند . تاثیرات این جریان در فضای آنتی سوسیالیستی حاکم به همه جنبشهای اجتماعی موجود در ایران و به ویژه جنبش دانشجویی که با حضور مجموعه انجمنهای اسلامی و دفتر تحکیم وحدت مهمترین پایگاه اجتماعی واقعا موجود اصلاح طلبان حکومتی و لیبرالها محسوب می شد تسری یافت . امروزه نیز با وجود آنکه خطوط سیاسی دفتر تحکیم وحدت و حتی موجودیت آن رو به اضمحلال و فاقد موضوعیت شدن کامل عینی و عملی رفته است ،  بخشهایی از جنبش دانشجویی هستند که گویا هنوز از نشئه دوم خرداد و جذبه لیبرالیسم فارغ نشده اند و فضای مبارزات را غبار آلود می سازند . در یک چشم انداز تاریخی می توان گفت که لیبرالیسم در ایران همواره تلاش کرده است که راه "جامعه مدنی " و " گذار مسالمت آمیز به دموکراسی " را در برابر روشها و مطالبات رادیکال و انقلابی که آنها را هم تراز با "خشونت " و "هرج و مرج " و " تحمیل هزینه صرف " و مطرود جلوه می دهد ، پیش پای این جنبشها قرار دهد  و در این مسیر رهبری خود را بر آنها تثبیت نماید. در "صنفی " جلوه دادن اعتراضات و مبارزاتی که دانشجویان لیبرال در آن نفوذ و نقشی ندارند ، پراگماتیسمی  نهفته است که سیاست حاکم بر آن را نا مریی می سازد .  امروزه خود لیبرالهای "رادیکال " و "سکولار" هم به روشنی ابراز می دارند که : "... قابل تامل ترین استراتژی ابراز شده همان فشار از پایین ، چانه زنی از بالاست که با فشار از بیرون تغییر از درون ترکیب می شود . اینکه چه کسی می تواند مجری عمل باشد بحث دیگری است "و این به معنای تداوم پیوند استراتژیک آنان با اصلاح طلبان حکومتی در عرصه جنبشهای اجتماعی بر سر این نکته است که اعتراض در صحن دانشکده اگر با مدارا و گفتگو در تالارهای قدرت و حکومت همراه نباشد ، مترادف با " خشونت ورزی بی فایده  " و " هرج و مرج " است . این مساله همچنین خود را در خرده گیری همیشگی لیبرالها به اتخاذ روشهای رادیکال پیشبرد مبارزات دانشجویی نشان می دهد . خرده گیری ظاهرا مصلحت اندیشانه ای که با استدلالهای ظاهرا عمل گرایانه و به بهانه "تحمیل هزینه " بدنه دانشجویی را اتخاذ روشهای قاطعانه در مبارزه باز می دارد  و در پس آن ترس از ترکیدن حباب لیبرالیسم در صفوف جنبشهای اجتماعی و افتادن تشتش از بام مبارزات جمعی وجود دارد . در این رابطه باید اشاره کرد که روشهایی نظیر تظاهرات و دمونستراسیون ، به دست گرفتن کنترل دانشگاهها حتی به شکل نمادین و برای مدتی کوتاه ، انتخاب شوراهای نمایندگان دانشجویان ، برگزاری مجامع عمومی دانشجویی و دخالت در اداره امور دانشگاه از طریق اعمال دموکراسی مستقیم و ... ( که انتخاب هریک از آنها بسته به شرایط مشخص و توسط فعالین در محل صورت می گیرد )  از دهه 60 میلادی قرن گذشته و آغاز جنبشهای وسیع دانشجویی در سطح جهان به و استفاده از آنها از حقوق مسلم دانشجویانی است که در حق آنها اجحاف شده است . بدیهی است که اراده دانشجویان در مطالبه حقوقشان ممکن است به درگیری با پلیس و نیروها و نهادهای حافظ وضع موجود که مسئولین اصلی و واقعی اعمال خشونت آشکار و پنهان در جامعه هستند بیانجامد . دانشجویان فرانسوی در جریان اعتراضات دانشجویی می 1968 اقدام به اشغال محله "لاتن " ( کارتیه لاتن ) -  که دانشگاه "سوربن " در مرکز آن قرار دارد -  و سنگر بندی آن نمودند و مجمع عمومی دانشجویان در تاریخ 13 می اعلام کرد که : " سوربن یک دانشگاه عمومی و مستقل است و درهای آن شبانه روز به روی کارگران باز است . " دانشجویان یونانی در سال 1974 نه تنها اقدام دانشگاه پلی تکنیک آتن را تصرف نمودند بلکه در خیابانهای اطراف دانشگاه با نیروهای نظامی وابسته به " دیکتاتوری سرهنگها " مورد حمایت آمریکا درگیر شدند و اقدام به تاسیس یک ایستگاه رادیویی در دانشگاه نیز نمودند که بخشی از شهر آتن را پوشش می داد. دانشجویان ترکیه در فوریه 1996 دانشگاه بایزید استانبول را اشغال کردند تا کنسرت موسیقی گروه "یوروم " برگزار شود در حالیکه پلیس دانشگاه را محاصره کرده بود و افراد کمک کننده به دانشجویان را باز داشت می نمود . شکل نهایی و تکامل یافته این رویکرد لیبرالی به جنبش دانشجویی را می توان در موضعگیری لیبرالهای  باند نشریه "شهروند امروز " (باند "روشنفکران "لیبرال شرکت "پیوند سلیم " متعلق به غلامحسین کرباسچی که یکی از نهادهای مافیای اقتصادی - سیاسی جریان "لیبرال دموکرات اسلامی " کارگزاران سازندگی و صاحب امتیاز این هفته نامه است ) مشاهده کرد که در شماره ویژه شانزده آذر...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 18 اسفند1386ساعت 16  توسط دانشجویان سوسیالیست پیام نور ،نوراباد  | 

مارکس و دیکتاتوری پرولتاریا

هال دریپر

 

ديكتاتورى پرولتاريا " نزد ماركس‏ و انگلس

براى اولين بار در يك سلسله از مقالات ماركس‏ و در نشريه­ای تحت سردبیری او مطرح شده ‏ كه در لندن  انتشار مي­يافت. بعدها این مقالات به کتاب مبارزه طبقاتى در فرانسه 1850-1848 مشهور گشت. اولين مقاله که در ژانويه 1850 به رشته تحرير در آمده بود در  اوائل مارس‏ منتشر شد. اين اصطلاح و معادل آن نه يك بار بلكه سه بار در هر يك از سه فصل تشكيل­دهنده سلسله مقالات، ظاهر شده­اند.

اين اثر، تلاشی بود که‏ ماركس‏ براى جمع­بندى مفهوم سياسى انقلاب اروپائى 49-1848 به کار بست. ماركس‏ به مثابه ويراستار نشريه اصلى چپ انقلابى نقش‏ فعالى در انقلاب آلمان ایفا کرد و در همان حال از نزديك تحولات طوفانى فرانسه و به ويژه  وين را  تعقيب مي­كرد. انقلاب اكنون به پايان رسيده بود و ماركس‏ به درس­هاى آن مى­انديشيد.

اولین مسئله­ای که باید طرح کرد این است که هنگامي­كه اين اصطلاح  براى اولين بار در بهار 1850 ظاهر شد معناى آن براى ماركس‏ و خوانندگان هم دوره­اش‏ چه بود؟

آن واقعيت كليدى كه تاريخ اين اصطلاح را در هاله­اى از پيچيدگى فرو مي­برد به قرار زير است: در اواسط قرن نوزدهم كلمه قديمى "ديكتاتورى" هنوز‏ معادل اصطلاحی بود كه اين كلمه قرن­ها پيش از آن‏ برخوردار بود و در اين معنا، اين واژه  معادل استبداد، نظم استبدادى، حكومت مطلقه، يا اتوكراسى  نبوده و بالاتر از همه،  معناى آن در قطب مقابل دموكراسى قرار نداشت.

 

تاريخچه كوتاهى از "ديكتاتورى"

  در همه زبان­ها، در آغاز  كلمه "ديكتاتورى" (...dictature,Diktatur) استنادى بود به   dictatura يا نهاد مهمى در  جمهورى رم باستان  كه بيش‏ از سه قرن تداوم داشته و تاثيرى ماندگار بر انديشه سياسى بر جاى نهاده بود. اين نهاد براى اعمال قدرت در شرايط اضطرارى توسط يك شهروند مورد اعتماد براى مقاصد موقت و محدود و حداكثر تا شش‏ ماه، در نظرگرفته شده بود. هدف آن حفظ وضع موجود جمهورى بود؛ اين نهاد هم­چون تكيه­گاهى براى دفاع از جمهورى عليه خطر براندازى از خارج و داخل قلمداد شده و در حقيقت عليه عناصرى بود كه ما امروزه آن­ها را  متهم به ديكتاتورى مي­نمائيم. كاركرد اين نهاد حداقل تا هنگامي­كه ژوليوس‏ سزار با نابودكردن نهاد جمهورى، خود را ديكتاتور نامحدود و هميشگى اعلام كرد يعنى ديكتاتور به معناى امروزى كلمه، ادامه داشت.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 7 اسفند1386ساعت 22  توسط دانشجویان سوسیالیست پیام نور ،نوراباد  | 

 

جنبش چپ دانشجویی و اراده به رهایی

درباره جنبش چپ دانشجویی

تا دیروز  ، جنبش دانشجویی وجود نداشت جز موقعی که دروغ می گفت. و ما چپ ها بودیم که جنبش را دوباره تعریف کردیم :  جنبش دانشجویی وجود ندارد جز موقعی که فریاد بزند.

قدرت تئوری و اندیشه  ما هزاران برابر نسل پیشین چپ است . ما دیالکتیسین ها به قول سقراط از اهالی تراکی نیستیم که هر کجا  مدعی یافتیم او را دعوت به کشتی گرفتن نماییم . ما وقت خود را برای کشتی گرفتن با اصلاح طلبان ، لیبرال ها و هر کج و کوله ای تلف نمی کنیم  . به همین خاطر همیشه در برابر حرف دروغ نباید راست گفت . گاهی باید فریاد زد تا دروغ در بزدلی درونی خودش خفه شود. و 15 آذر خیلی ها خفه شدند . سرود ای ایران خفه شد. بیانیه ابراهیم یزدی خفه شد. شعار رفراندوم خفه شد. اگر براستی  جدا از کلیشه های ذهنی تان خواهان حرف  ما و قدرت نظری ما هستید به زمین نوشتار بیایید تا برای بار دوم و این بار برای همیشه خفه شوید.

و اینجاست که باید گفت از مشتت استفاده کن ونه از دهانت. اما اگر می خواهید سخن ما را بشنوید پیشتر بدانید که تفاوتی با مشت های گره کرده ی ما ندارد.

 و می گویند که چپ شکست خورده است و حالا دوباره بازگشته است . اما احمقها! هر کسی مبارزه خودش را دارد.من که تا به دنیا امدم و زیر چنگ دستگاه حقارت و فریب شما رشد کردم ، مبارزه ام را هرگز آغاز نکرده بودم که شکست بخورم.  ما بازنگشته ایم. ما همیشه اینجا بوده ایم.  این شما هستید که در آموزش ایدئولوژی به ما شکست خورده اید.  این شمایید که شکست می خورید و دوباره با رنگی دیگر ، حربه ای دیگر و عوامفریبی دیگر باز می گردید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 5 اسفند1386ساعت 20  توسط دانشجویان سوسیالیست پیام نور ،نوراباد  |