تبليغاتX
د سوسیالیست پیام نور، نوراباد ممسنی

د سوسیالیست پیام نور، نوراباد ممسنی

زنده باد سوسیالیسم

 

بیانیه اعلام موجودیت دانشجویان سوسیالیست دانشگاه آزاد رودهن

 

 13 آذر 1386 بدون شک مقطعی تعیین کننده برای بخش چپ جنبش دانشجویی بود که حدود سه سال پیشتر از آن فعالیت خود را در دانشگاه آغاز نموده بود . برای دانشجویان چپی ( مانند خود ما )  که می خواستند فعالیت خود را آغاز کنند  ،  شرایط پس از 13 آذر ما را با روندهای متناقض و پیچیده ای مواجه کرد : جمع محدودی که تحت عنوان " چپ کارگری " فعالیت می کرد و بر خلاف عنوانش تمایزی اساسی در راهبرد و سبک کار با " چپ رادیکال " نداشت با استعفاها و انشعابهای متعدد و سپس آغاز موج دستگیریها عملا مضمحل گشت . " چپ رادیکال " که بخش عمده ای از فعالیتهایش به پوششی برای به پیش بردن سیاستهای به شدت انحرافی و نادرست یک  جریان خاص بدل شده بود  ، در اثر حاکم شدن همین سیاستها و سکتاریسم ناشی از آن و فرود آمدن ضربه دستگاههای سرکوب به شدت تضعیف شد . رادیکالیسم و چپگرایی اراده گرایانه ، ماوراء طبقاتی و غیر پرولتری همواره و در همه جا به جنبش دانشجویی به عنوان محیط مناسبی برای پیشبرد سیاستهای خود نگریسته است و " چپ رادیکال " دانشگاههای ایران نیز از این امر مستثنی نبود . حاکم شدن منویات یک جریان سیاسی خاص - که از خانواده همان رادیکالیسم غیر پرولتری ، ماوراء طبقاتی و آوانتوریست بیرون آمده بود -  و کشاندن نیروی این جریان به حیطه های دیگری غیر از امور مربوط به فعالیت سوسیالیستی در جنبش دانشجویی  ، زمینه وارد آمدن ضربه گسترده  دستگاههای امنیتی حکومت به کلیت جریان چپ دانشجویی که مراحل رشد خود را به سختی و آرامی و با کوششی قابل تحسین پیموده بود  را مهیا نمود و سطح و دامنه فعالیتهای چپ در دانشگاههای تهران را به نحوی چشمگیر به عقب راند و در عین حال  فضا را برای عرض اندام جریانها و شخصیتهای گوناگون رفرمیست در این جنبش که تا این مقطع حاشیه ای و منزوی مانده بودند فراهم ساخت . متاسفانه در شرایط کنونی نیز عده ای مجددا  جبهه " دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب " را به ظرفی برای تداوم همان سیاستهای نادرست گذشته بدل نموده اند و این در حالی است که نقطه عزیمت بسیاری از  فعالینی که در جریان موج ایجاد شده پس از سیزده آذر دست به ایجاد واحدهای " دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب " در مناطق دیگر غیر از تهران زدند و این نام را در سطحی گسترده مطرح ساختند ، یقینا آن چیزی نیست که امروز بر جهت گیری عملی و پیوندها و تمایلات گروهی و سیاسی خاص نمایندگان " رسمی " این جریان حاکم است . مطمئنا گذشت زمان بسیاری از حقایق مربوط به این مسایل را برای رفقای دانشجوی چپ و سوسیالیست به ویژه در شهرستانها روشن تر خواهد ساخت .

در این میان ما در میان امواج شکل گرفته پس از 13 آذر با جریان " دانشجویان سوسیالیست دانشگاههای ایران " (www.dsocialist.blogfa.com ) آشنا شدیم که بر عبور و فراروی از قطبهای موجود در چپ دانشجویی و قطع ارتباط با سیاستهای نادرست و جریانات انحرافی و سکتاریستی موجود تاکید دارد  و بر آن است که با ایجاد مرزبندی قاطع با چشم اندازهای لیبرالیستی ، رفرمیستی و همین طور گرایشهای چپ غیر پرولتری و ماوراء طبقاتی  ، افقی مبتنی بر نمایندگی منافع طبقه کارگر در درون جنبش دانشجویی بمثابه یک جنبش دموکراتیک پیشتاز نمایندگی کند .  طرح این استراتژی یعنی " اتحاد جنبشهای دموکراتیک حول جنبش کارگری " جنبش دانشجویی را که از خصلتی دموکراتیک برخوردار است در راستای پیگیری مطالبات خود و در سطح استراتژی سیاسی به جنبشی ضد کاپیتالیستی فرا می رویاند . قرار گرفتن جنبش دانشجویی در این مسیر در شرایط کنونی ایران بمثابه اخذ استراتژی این جنبش از دل پارادایم مارکسیستی و گسست قاطعانه با پارادایم لیبرالی "جامعه مدنی " و "سنت-مدرنیته "  بمثابه پارادایم غالب در فضای روشنفکری ایران است که نسلی جدید از روشنفکران سوسیالیست و انقلابی را نیز به جامعه تحویل خواهد داد . دانشجویان سوسیالیست اعتقاد دارند تنها این استراتژی و نه هیچ مقوله دیگری نظیر تعلق خاطرهای حزبی و گروهی است که می تواند به عنوان محور فعالیت و اتحاد  گرایشها و فعالین گوناگون  چپ در دانشگاهها  عمل کند  و دانشجویان چپ با متشکل شدن در قالب مجموعه " دانشجویان سوسیالیست " است که می توانند ساختارهای مقدماتی لازم برای تشکیل جبهه های وسیعتر ( از جمله همین جبهه " آزادی خواهی و برابری طلبی " )  در فعالیت جنبشی خود فراهم آورند .

بر این اساس و طی این بیانیه ما پیوند خود با مجموعه " دانشجویان سوسیالیست دانشگاههای ایران " اعلام می داریم و از سایر فعالین چپ و آزادی خواه و برابری طلب  نیز دعوت می کنیم با پیوستن به این حرکت و قرار گرفتن در کنار یکدیگر صفوف خودمان را حول محورهای مبارزه طبقاتی در جنبش دانشجویی و در سطح جامعه فشرده تر  و مستحکم تر  سازیم .

 

 

زنده باد ازادی و برابری

زنده باد سوسیالیسم

دانشجویان سوسیالیست دانشگاه آزاد رود هن

http://socialist-rodehen.blogfa.com/

26. فروردین .1387

+ نوشته شده در  یکشنبه 1 اردیبهشت1387ساعت 22  توسط دانشجویان سوسیالیست پیام نور ،نوراباد  | 

 

 

بیانیه دانشجویان سوسیا لیست در استقبال از تشکیل هسته های دانش آموزی چپ

 

 

بیانیه  جمعی با عنوان " دانش آموزان چپ شیراز " در آذر ماه سال گذشته در همبسنگی با دانشجویان چپ و محکوم نمودن اقدامات سرکوبگرانه حکومت و اعلام موجودیت جمعی دیگر با عنوان   " دانش آموزان سوسیالیست تبریز " (www.dtabriz.blogfa.com)  در چند روز گذشته و در دیار حیدر عمو اوغلی ها ،  جعفر پیشه وری ها و  صمد بهرنگی ها را می توان بمثابه بارقه هایی از آغاز دور جدیدی از  فعالیتها و مبارزات دانش آموزی و شکل گیری و رشد نسل جدیدی از دانش آموزان پیشرو و چپ محسوب داشت که می بایست با توجه و مسئولیت پذیری بسیار ، آغوشی باز و اشتیاقی شور انگیز به استقبال آن شتافت . حکومتی که با وجود سرکوب و کشتار کمونیستها در دهه شصت ، در چند سال گذشته شاهد شکل گیری نسل جدیدی از فعالین و روشنفکران چپ در دانشگاهها و در سطح جنبش دانشجویی بود  و با سرکوب وسیع آذرماه سال گذشته این حرکت ، گسترش دامنه بروز و نفوذ آن را تا مراکز دانشگاهی شهرستانهای کوچک دید ، اکنون باید ایجاد محافل دانش آموزان مبارز چپ  را نیز در مقابل خود ببیند . لیبرالهایی که در مقابل موج وسیع نفوذ چپ در جنبش دانشجویی آشکارا به سیاست پاپوش دوزی امنیتی برای فعالین چپ متوسل شده بودند و از سویی دیگر آنان را به " همکاری و ارتباط با حکومت " ( !!! ) متهم می کردند ، اکنون علاوه بر شکل گیری زنجیره جریانات چپ دانشجویی در شهرستانهای مختلف باید نظاره گر  ایجاد  هسته های دانش آموزی چپ نیز باشند . ما شکل گیری این جمعها را به رفقای دانش آموز خود در شیراز و تبریز تبریک گفته و ضمن آرزوی موفقیت و پیروزی در برداشتن گامهای بعدی ، از آنان می خواهیم که در طی این مسیر ما را نیز هم گام ، هم دوش  و در کنار خود بدانند .

برای اولین بار در تاریخ معاصر ایران ،  این نیروهای چپ و سوسیالیست بودند که  به سازماندهی دانش آموزان و مشارکت دادن آنها در فعالیت سیاسی دست زدند . در دهه 20 شمسی و در فضای نیمه دموکراتیک ناشی از چند پارگی قدرت ،  شبکه مدارس ایران نیز مانند دانشگاه  با تلاش مشترک  معلمان و دانش آموزان چپ به یکی از مراکز عمده مبارزه با استبداد و امپریالیسم تبدیل شدند .  بخش وسیعی از دانش آموزان در این دوره به شکل پیگیرانه به فعالیتهایی نظیر پخش شب نامه ، فروش روزنامه ، سازماندهی فعالین ، جمع آوری امضاء ، اداره کلاسهای مبارزه با بی سوادی ، تشکیل گروهای دسته جمعی و کوهنوردی و ....  می پرداختند . در سال 1329 دانش آموزان چپ در تهران مدرسه به مدرسه ، سازمانهای دانش آموزی را تشکیل دادند و در سال 1330 نیز  نهاد سراسری       " سازمان دانش آموزان ایران " را تاسیس کردند که روزنامه " دانش آموز" را به عنوان ارگان سراسری خود منتشر می نمود. "سازمان دانش آموزان " که به نخستین بستر آموزش و تربیت سیاسی برای رفقایی نظیر بیژن جزنی بدل گردید ، تا آن اندازه نیرومند بود که توانست رسمیت خود را بر " وزارت فرهنگ " آن زمان تحمیل نماید . 

در شرایط مختنق پس از کودتای 28 مرداد 1332  نیز تظاهرات وسیع دانش آموزان در سال 1338 که به بهانه تغییر نمره انجام شد به یک جنبش اعتراضی وسیع بر علیه حکومت کودتا بدل گردید . در این سال هزاران دانش آموز به بهانه عدم رضایت از مقررات وضع شده توسط وزارت فرهنگ برای امتحانات در بهارستان و در مقابل وزارت فرهنگ جمع شدند و بحث نابسامانیهای اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی را به میان کشیدند .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 21 فروردین1387ساعت 12  توسط دانشجویان سوسیالیست پیام نور ،نوراباد  | 

اعلام موجودیت جمعی از دانش آموزان سوسیالیست تبریز

 

تاریخ به ما می آموزد که رهایی از بند ظلم و استثمار و ستم در تمامی صور آن جز با وحدت توده های تحت ستم و مبارزه بر عله تمامیت سیستم استثمار و تبعیض امکانپذیر نیست.اما به زعم ما صرف رسیدن به این نتیجه نمی تواند گرهی از موانع موجود در مسیر مبارزان راه خلق بگشاید.چرا که مبارزه بر عیله سیستمی است که تمامی زندگی،رفتارها،فعالیتها و حتی اندیشه ی توده ها را در کنترل خود گرفته است و در این راه تنها آگاهی داشتن از وضعیت کافی نیست.همانطور که مارکس به ما آموخته است: "این آگاهی انسانها نیست که زندگی اجتماعی آنها را تعیین میکند،بلکه برعکس،زندگی اجتماعی انهاست که آگاهیشان را تعین می بخشد"...، پس هیچ چیز به شک واقعی دگرگون نخواهد شد مگر آنکه ساز و کار اجتماعی موجود از ریشه دگرگون گردد و مبارزه در راستای این دگرگونی نیازمند متشکل شدن و فعالیت دوشادوش مبارزانی است که این ضرورت تاریخی را دریافته اند.

و اکنون این صدای اعلام حضور جمعی از «دانش آموزان سوسیالیست دبیرستانهای تبریز» است که به صفوف رفقا و یاران خود در ساسر کشور(خصوصا سایر دانش آموزان و دانشجویان) می پیوندیم و بر علیه ظلم و استثمار در تمامی گونه های آن: از ستم و تضاد شدید طبقاتی گرفته تا ستم جنسیتی و ستم ملی-قومی اعلام مبارزه می کنیم.ما گام دراین راه می نهیم که پرچم مبارزه ی دانشگاه فردا در دستان ماست و نسل پشت سر ما پای در جای ما خواهد گذاشت.ما نه ادعای نمایندگی داریم و نه ادعای پیشتازی چرا که از حضور و فعالیت سایر رفقای تبریز(در دانشگاه ها و خارج از آن) نیک آگاهیم و خود را دوشادوش آنان و در کنار تمامی مبارزان سوسیالیست ایران می دانیم.و این تنها صدای بخش کوچکی از مبارزان راستین خلق در دیار نابدل ها،دهقانی ها و بهرنگی هاست.

 

                                                                                          جمعی از دانش آموزان تبریز

http://dtabriz.blogfa.com/

                                                                                                      فروردین ۱۳۸۷

+ نوشته شده در  سه شنبه 20 فروردین1387ساعت 1  توسط دانشجویان سوسیالیست پیام نور ،نوراباد  | 

 

بیانیه دانشجویان سوسیالیست پیرامون وضعیت محمود صالحی

نام محمود صالحی در چند سال اخیر به کانون و محل تقاطع  مسایل متعددی بدل گشته است و همین او را به یک نماد و پرچم در جنبش کارگری و عرصه سیاست در  ایران بدل نموده است . محمود صالحی به عنوان یک فعال چپ جنبش کارگری برای نخستین بار در سال 1374 به زندان افتاد . در سالهای 79-1378 دو ماه و نیم را در زندان به سر برد .  در پاییز 1379 مدت 8 ماه زندانی بود . در سال 1383 و در آستانه برگزاری مراسم اول ماه مه بار دیگر به مدت دو هفته باز داشت گردید  و هم اکنون نیز چندین ماه است که دربدترین شرایط و با تنی رنجور در زندانهای جمهوری اسلامی به سر می برد . در این میان برگزاری مراسم اول ماه مه ( روز جهانی کارگر ) سال 1383 در سقز توسط فعالین پیشرو کارگری این شهر و در راس آنها محمود صالحی را می توان بمثابه نقطه عطفی در تاریخ جنبش کارگری در ایران محسوب داشت . با دستگیری این پیشروان کارگری در آستانه برگزاری مراسم اول ماه مه واقعه بزرگ تاریخی ای در جنبش کارگری ایران به وقوع پیوست که نتایج دیرپایی برای جنبش کارگری در ایران داشت و موقعیت این جنبش و همچنین تناسب قوای گرایشهای درون آن را برای مدتی طولانی تغییر داد . دیدار محمود صالحی در 29 آوریل همان سال  با نماینده هیات  " کنفدراسیون بین المللی اتحادیه های کارگری  "  در تهران و در محاصره نیروهای امنیتی و همچنین یورش نیروهای رژیم به کارگران سقز قبل از آغاز مراسم و دستگیری 50 نفر و زندانی کردن 7 نفر باعث شد تا تلاش و نقشه نهاد ارتجاعی وابسته به حاکمیت موسوم  به " خانه کارگر " در جهت پذیرفته شدن به عنوان عضو در این کنفدراسیون و  به رسمیت شناخته شدن توسط آی . ال . او ( سازمان بین المللی کار ) از این طریق بمثابه تشکل نماینده کارگران در ایران با شکست مواجه شود . به علاوه گرایش چپ جنبش کارگری با وقایع اول ماه مه سقز توانست موانع عمده ای علیه سیاستهای جنبش اصلاحات و دوم خرداد در جنبش کارگری و نیز گرایش رفرمیستی و راست این جنبش ( بمثابه متحد استراتژیک جریان دوم خرداد ) در جهت ایجاد تشکل کارگری در چارچوب توافق نامه سازمان جهانی و وزارت کار به وجود آورد . شخصیتهای جریان چپ جنبش کارگری به ویژه محمود صالحی از خلال تلاشها و مبارزاتشان در جهت برگزاری مراسم مستقل اول ماه مه توانستند به شخصیتهایی با شهرت جهانی بدل گردند و حمایت  و همدلی تشکلها و نهادهای کارگری در سطح بین المللی و طبقه کارگر جهانی را به تلاشهای جنبش کارگری در ایران جلب نمایند . به علاوه گرایش چپ جنبش کارگری که اکنون به واسطه تحولات این سالها یکسره با نام و فعالیتها و مبارزات محمود صالحی تداعی می شود ، علاوه بر صف بندی در مقابل گرایش رفرمیستی در این جنبش که فعالیت خود را بر مبنای همکاری و سازش کار و سرمایه پی ریزی کرده بود ، توانست درک صنفی ، قشری و غیر سیاسی  از " کارگر " را دگرگون سازد و چهره ای اجتماعی و فعال و دخالتگر را از خود ارائه دهد : حمایت محمود صالحی از مبارزات بخشهای دیگر طبقه کارگر در ایران و سخنرانی درتجمعات آنها ، ارسال پیام برای زنان مبارز به مناسبات 8 مارس ( روز جهانی زن ) و همچنین دانشجویان چپ و سوسیالیست توسط محمود صالحی و همین به راه افتادن موج تحرکات حول موضوعات مربوط به طبقه کارگر و ایجاد کمپینها و کمیته های حمایت از محمود صالحی و سایر فعالین و مبارزات و اعتصابات در بخشهای مختلف طبقه کارگر و جامعه و ...  در امتداد چنین درک و تصویری شکل می گیرد . علاوه بر اینها ، آنچه در شهر  سقز ( بمثابه یکی از شهرهای منطقه کردستان ایران ) به واسطه حضور محمود صالحی و سایر فعالین پیشرو کارگری گذشت و به برگی از تاریخ پر افتخار جنبش کارگری ایران و سنتی نیرومند در این جنبش بدل شد ، جنبش کارگری در کردستان را به حلقه نیرومند جنبش کارگری در ایران و بستری برای تربیت رهبران و سازمان دهندگان سازش ناپذیر چپ در این جنبش تبدیل کرد تا حدی که حافظین منافع سرمایه به تشکیل جوخه های ترور  ضد  کارگری در این منطقه متوسل گردیدند و فعال کارگری  مجید حمیدی را در بیست و ششم مهر  سال گذشته در خیابانهای سنندج به گلوله بستند تا جنبش کارگری و کلیت جامعه را از حضور این رهبران محروم کنند . همین وزنه سنگین جنبش کارگری در کردستان ، قادر است حرکت در جهت رفع ستم ملی در این منطقه را به جای اتکا بر راهبردهای ناسیونالیستی و نقشه های امپریالیستی در خاورمیانه ، با مبارزات پیشرو  و سراسری جنبشهای اجتماعی در ایران حول جنبش کارگری پیوند زند .

محمود صالحی و کارگران سقز در سال 1383 کوشیدند حکم جهانی طبقه کارگر در مورد اول ماه مه را در خیابانهای شهر محقق کنند. روند رو به پیش جنبش کارگری ایران از همان روز آغاز شده و ادامه دارد و باعث ایجاد فضایی برای رشد قطب چپ و سوسیالیستی در جنبشهای اجتماعی دیگر از جمله جنبش دانشجویی گشته است . همین پیشروی ، حتی جریاناتی را که تحت تاثیر دوران رونق اصلاحات حکومتی در ایران و تحت عنوان " کمونیسم " و " کارگر  " چشم امید  به جریانات دیگر غیر از طبقه کارگر بسته بودند و نوعی رادیکالیسم ماورا طبقاتی و غیر کارگری را پایه فعالیت خود قرار داده و به جناح میلیتانت اپوزیسیون مدرنیست و سکولار ایران بدل شده بودند را نیز به حاشیه راند .

ما به عنوان دانشجویان سوسیالیست در جهت نمایندگی افق و  سیاست پرولتری در جنبش دانشجویی و فرارویاندن این جنبش به جنبشی ضد کاپیتالیستی و متحد استراتژیک طبقه کارگر  می کوشیم . ما تلاش می کنیم تا سیمای محمود صالحی و محمود صالحی های دیگر بمثابه معماران حقیقی و فروتن جامعه ای آزاد و برابر ، مبارزینی از تبار کمونارهای پاریس و کارگران بلشویک ،  به جای تمثال خاتمی ها و شریعتی ها و اکبر گنجی ها و عبدالکریم سروش ها و بازرگانها و مصدقها و سحابی ها بر دیهیم جنبش دانشجویی نقش بندد . در مرحله کنونی و در ادامه روندی که آغاز شده است  جنبش کارگری نیازمند سلاح اصلی خود ، نیروی منسجم و یکپارچه خود  و تشکلهای توده ای و طبقاتی خود در سطح سراسری است که به اعتقاد ما کلید اصلی پیشبرد و تحقق  مطالبات دموکراتیک در سطح جامعه و جنبشهای اجتماعی نیز هست . در این مسیر پرپیچ و خم و طولانی ما پیش از هر چیز به حضور و سلامت فیزیکی رفیق محمود و رفقایی مانند او نیاز داریم . اکنون بیش از هشت ماه از زندانی شدن محمود صالحی می گذرد . فشار زندان باعث وخامت جسمانی شدید محمود شده است . او علاوه بر نارسایی کلیه از مشکل قلبی که از نتایج مستقیم زندان است نیز رنج می برد . محمود صالحی با پایان یافتن دوران محکومیتش قرار بود در چهارم فروردین ماه امسال از زندان آزاد گردد  اما مسئولان قضایی و نهادهای امنیتی با پرونده سازی از آزادی وی جلوگیری کرده اند و  به بهانه هایی  نظیر صدور بیانیه توسط محمود صالحی در حمایت  از دانشجویان چپ ، برای او مجددا قرار بازداشت صادر نموده اند . محمود صالحی نیز در اعتراض به این اقدام اقدام به اعتصاب خشک کرده و قصد دارد تا دریافت حکم آزادی خویش به این اعتصاب ادامه دهد . ما هم صدا و هم گام  با رفقایمان در  " شورای همکاری تشکلها و فعالین کارگری " اعتراض خود را به تصمیم مسئولین قضایی اعلام کرده و خواهان آزادی فوری و بدون قید و شرط محمود صالحی می باشیم و ضمن آنکه مسئولیت هرگونه آسیب احتمالی بر این فعال و رهبر کارگری را متوجه حکومت و نهادهای قضایی و امنیتی آن می دانیم ، از رفیق محمود تقاضا می کنیم به خاطر حفظ سلامت خویش از اعتصاب غذا دست بکشد . ما مسیر پر پیچ و خم و دشواری پیش رو داریم و در این مسیر به حضور ، فعالیت ، مبارزه و رهبری محمود صالحی احتیاج مبرم هست . تاریخ معاصر ایران کوله باری از مسایل بغایت دشوار بر دوش طبقه کارگر نهاده است . شاید طبقه کارگر در زیر بار این مبارزه مانند پیکر محمود صالحی خرد و مجروح شود اما اگر نمی تواند از این رویارویی دست بکشد چون در این صورت طبقه اش متلاشی می شود و همه کشور به مغاک بربریت سقوط می کند .  

 

زنده باد محمود صالحی

زنده باد سوسیالیسم

دانشجویان سوسیالیست دانشگاههای ایران

4 فروردین 1387

+ نوشته شده در  یکشنبه 11 فروردین1387ساعت 21  توسط دانشجویان سوسیالیست پیام نور ،نوراباد  | 

 

بیانیه دانشجویان سوسیالیست به مناسبت 8 مارس ، روز جهانی زن

 

 

 

در آستانه صدمین سالگرد 8 مارس ، روز جهانی زن ، نه تنها زنان ایران همچنان تحت حاکمیت سرمایه داری اسلامی و قوانین ارتجاعی آن مورد بیشترین تبعیض جنسی و طبقاتی قرار می گیرند و از نظر اجتماعی – سیاسی در موقعیت درجه دوم قرار دارند ، بلکه این حکومت در آذر ماه  امسال ده ها تن از دانشجویان چپ و سوسیالیست را که در طی چند سال اخیر پس از سالها اقدام به برگزاری مراسم هشت مارس در دانشگاه تهران نموده بودند را باز داشت و روانه زندانهای مخوف خود نمود و با هدف سرکوب حرکت چپ ، آزادی خواه و برابری طلب در دانشگاهها که پرچم دار طرح مساله زن و مطالبه حقوق زن در سطح جنبش دانشجویی بود ، آنان را تحت شدید ترین فشارها و شکنجه ها قرار داد .

نظام کاپیتالیستی و مردسالارانه مذهبی شرایطی بسیار دشوار را بر زنان ایران تحمیل نموده است  اما فرودستی زنان که در سیستم سرمایه داری ریشه دارد ، مساله ای جهانی است و در کشورهای پیشرفته صنعتی نیز  پدیده هایی نظیر خشونت ، ستم و آزار جنسی کماکان به حیات خود ادامه می هند چرا که توان و توسعه یافتگی سرمایه و هر درجه از انکشاف " مدرنیته " لزوما در تناظر با تضعیف و نابودی مردسالاری در جامعه قرار ندارد .

جنبش زنان ایران یک جنبش عمومی با گرایشهای مختلف است که  اعتراضات و مبارزات هر روزه زنان ایران در مقابل این تبعیضات در قالب این جنبش بازتاب می یابد . در تاریخ معاصر ایران ، تهاجمات استبداد و ارتجاع به جامعه همواره از تعرض به حقوق و حرکت زنان در جامعه آغاز گشته است ؛ مساله ای که در چند سال گذشته نیز به وضوح شاهد آن بوده ایم  و این اهمیت و جایگاه این جنبش در تحولات جاری و کنونی جامعه را به ما نشان می دهد . در شرایط کنونی شاخه ای از جنبش اصلاح طلبی تحت عنوان " فمینیسم لیبرال " که در پیوند و اتحاد تنگاتنگ با " فمینیسم اسلامی " قرار دارد و در قالب " کمپین یک میلیون امضاء " به فعالیت مشغول است  ، در جنبش زنان دست بالا را دارد . این گرایش با روش " فرهنگی " و ارائه " تفاسیر " و " قرائتها " ی متفاوت از قوانین حاکم که پیش فرضهای سیاسی و فکری  اصلاح طلبان حکومتی و نیز " سیاست زدایی " از جنبش زنان را نیز به شکل ضمنی در خود حمل می کند ، در صد " تعدیل " قوانین زن ستیز موجود است . این کمپین که خود انعکاسی از شکست اصلاح طلبان حکومتی ، رانده شدن از حاکمیت و معلق ماندن آنها در فضایی بین حاکمیت و شبه اپوزیسیون است ، هم مبارزات جنبش زنان را در مقابل قوانین حاکم عقیم می گذارد و...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 22 اسفند1386ساعت 11  توسط دانشجویان سوسیالیست پیام نور ،نوراباد  | 

 

بیانیه در باره اعتراضات دانشگاه شیراز و بحثهای ایجاد شده پیرامون آن

 

اعتراضات دانشجویان دانشگاه شیراز که حول مسایلی نظیر عزل یا استعفای رییس دانشگاه ،عزل شورای صنفی دست نشانده رییس فعلی دانشگاه ، فراهم آوردن امکانات دسترسی به اینترنت برای همه دانشجویان ، تجهیز و توسعه خوابگاهها و ... به راه افتاده است . تا کنون نزدیک به ده روز موفق و بی نظیر را پشت سر گذاشته است که در شرایط کنونی می توان آن را از حیث تداوم یافتن تا مدت زمانی بیش از یک هفته و شرکت توده و بدنه دانشجویی در اعتراضات تا همینجا هم به عنوان یک مورد و نمونه موفق مبارزات دانشجویی محسوب داشت . این اعتراضات در ادامه اعتراضات قبلی دانشجویان دانشگاه شیراز به "منشور اخلاقی" اعلام شده توسط رییس دانشگاه که منجر به تصرف کوتاه مدت دانشگاه توسط دانشجویان و لغو این منشور گردید ، قرار می گیرد. ما به عنوان یک نیروی مستقیما درگیر در این اعتراضات این موفقیت را به تمام دانشجویان دانشگاههای شیراز ، معترضین و حامیان آنها  تبریک گفته و عزم خود را برای شرکت در این مبارزه و کوشش جمعی تا تحقق تمام مطالبات دانشجویان اعلام می داریم . 

حوادث دانشگاه شیراز به طرح بحثهایی قدیمی در سطح جنبش دانشجویی منجر شده است که البته نخستین نشانه های آن با مباحثاتی که پیرامون " بیانیه دانشجویان لیبرال پیرامون حوادث کوی دانشگاه " آشکار گشت و صدور بیانیه سازمان ادوار تحکیم وحدت پیرامون اعتراضات دانشگاه شیراز این بحثها را وارد مرحله ای دیگر نمود. بحث مطالبات و اعتراضات دانشجویی در مرکز این مجادلات قرار دارد : اینکه ماهیت اعتراضات دانشجویی صنفی است و برای حفظ امنیت فعالین و تداوم جنبش می بایست در این سطح باقی بماند و یا سیاسی است و باید در هرگام چرخش تندتری به سمت شعارهای سیاسی تر و انقلابی تر بیابد ؟ ما به عنوان دانشجویان سوسیالیست و بر اساس سنت نظری و اجتماعی خود اعتقاد داریم که طرح موضوع به این طریق ، شکلی انتزاعی به بحث می دهد و این انقطاب در واقعیت مبارزات دانشجویی خود را نشان نداده و نمی دهد .  تاریخ مبارزات جنبش دانشجویی نشان داده است که موج اعتراض و مبارزه این جنبش می تواند حول موضوعاتی با ماهیتی صنفی یا سیاسی آغازگردد و جریان یابد : اعتراضات تیرماه 1378 در کوی دانشگاه تهران از همان آغاز در اعتراض به تعطیل شدن یک روزنامه به جریان افتاد اما حوادث خرداد ماه 1382 که مجددا در کوی دانشگاه اتفاق افتاد در اعتراض به کیفیت بد غذای خوابگاه آغاز گشت ؛ نخستین تظاهرات عظیم دانشجویی در ترکیه در سال 1965 (1344) در اعتراض به قتل دو کارگر معدن در منظقه "کوزلو" آغاز شد و در مراحل بعدی در مقابل فاشیزم ترک ، کاپیتالیسم و ناتو قد علم کرد. خیزش دانشجویی 1968 فرانسه در آغاز حول  اعتراض به مسایلی نظیر محدودیتهای ایجاد شده در آمد و شد بین خوابگاههای دانشجویان دختر و پسر، فقدان امکانات و پایین بودن بودجه بخش دانشگاهی و در مقابل سرمایه گذاری بیش از اندازه برای طرحهای استفاده از انرژی اتمی و ... به حرکت در آمد و در فازهایی دیگر  امپریالیسم ، جنگ افروزی در ویتنام و مناسبات جامعه کاپیتالیستی را نشانه رفت . بدین ترتیب واقعیت مبارزات دانشجویی در غالب موارد ترکیبی از این سطوح را در بر می گیرد اما آنچه بدیهی است این نکته است که آنچه تاریخا جنبش دانشجویی را به موقعیت کنونی اش در سطح جهان برکشانده است فراروی آن از مطالبات صنفی و قشری ، پیوند یافتن آن با جنبشهای عمومی ، جنبه سیاسی آن و نقشی است که در مقابل کل جامعه ایفا می کند. اینکه جنبش سنتا به ویژه در کشورهای استبداد زده ای مانند ایران بی درنگ از دفاع از حقوق قشر دانشجو فراتر رفته و مستقیما درگیر مبارزه سیاسی می شود و به این اعتبار فعالترین مبارزان سیاسی و پیشروان فکری را به جامعه تحویل می دهد ، نکته ای بدیهی است که گویا حتی "دادگاه انقلاب " شهر شیراز که اقدام به احضار دوازده نفر از دانشجویان دانشگاه شیراز نموده است ، آن را بهتر از دانشجویان لیبرال و سازمان ادوار تحکیم وحدت می فهمد. بدین ترتیب مطالبات صنفی علاوه بر اینکه به شکل درخود و در جهت دستیابی به امکانات بهتر برای ارتقای سطح زندگی توده دانشجو دارای ارزش و اهمیت می باشد ، هم می تواند بمثابه جرقه ای برای شروع موج مبارزات دانشجویی مدنظر قرار گیرد و هم اینکه کانال ارتباطی فعالین سیاسی و پیشروان دانشجویی را با بدنه این جنبش فراهم آورد . و این آخری مساله ای است که عدم توجه کافی به آن از ضعفهای اساسی جنبش دانشجویی ایران است چرا که اگر حرکتی وسیع و با مشارکت توده ای و متشکل از پایین وجود نداشته باشد ، جنبش در معنای واقعی آن شکل نمی گیرد و بدون وجود چنین جنبشی ، صادقترین پیشتازان در عرصه تبلیغ و ترویج محدود مانده و از لحاظ اجتماعی کم تاثیر می مانند . تجربه موفق "سازمان دانشجویان دانشگاه تهران" که به همت و ابتکار فعالین چپ در خرداد ماه 1329 حول مسایل صنفی و با شرکت شرکت سازمانهای دانشجویی دانشکده های مختلف و کوی دانشگاه تهران حول مسایل صنفی شکل گرفت از این جهت حائز اهمیت و توجه است . همانطور که اشاره شد فعالین دانشجویی دانشگاه شیراز تا کنون در این زمینه با موفقیت عمل کرده اند و علی رغم کشیده شدن اعتراضات به هفته دوم ، می توانند روی حضور و همراهی بدنه دانشجویی حساب کنند.

دانشجویان سوسیالیست شیوه متمایز برخورد خود را با مسایلی از این دست بر مبنای نقد دو رویکرد انحرافی دیگر در این زمینه استوار می کنند :

1-رویکرد لیبرالها و اصلاح طلبان حکومتی : حدود یک دهه پیش جریانی در صحنه سیاست ایران ظهور کرد که از همان ابتدا از همان آغاز از محافل حکومتی تجاوز کرده و بخشهای رفرمیست و نیم بند اپوزیسیون را نیز در بر گرفت . به این اعتبار این حرکت افرادی را در بر گرفت که تقلای خود برای راهیابی به حاکمیت را " گذار به دموکراسی " نام نهادند و افرادی که با حفظ اتیکت "لیبرال سکولار" به پشتیبانی از اصلاحات دولتی برخاسته و این حرکت را در ادامه خود منتج به شکل گیری " جمهوری تمام عیار" دانستند و بعدها در اثر فشار واقعیتها نواهای دیگری سر دادند . تاثیرات این جریان در فضای آنتی سوسیالیستی حاکم به همه جنبشهای اجتماعی موجود در ایران و به ویژه جنبش دانشجویی که با حضور مجموعه انجمنهای اسلامی و دفتر تحکیم وحدت مهمترین پایگاه اجتماعی واقعا موجود اصلاح طلبان حکومتی و لیبرالها محسوب می شد تسری یافت . امروزه نیز با وجود آنکه خطوط سیاسی دفتر تحکیم وحدت و حتی موجودیت آن رو به اضمحلال و فاقد موضوعیت شدن کامل عینی و عملی رفته است ،  بخشهایی از جنبش دانشجویی هستند که گویا هنوز از نشئه دوم خرداد و جذبه لیبرالیسم فارغ نشده اند و فضای مبارزات را غبار آلود می سازند . در یک چشم انداز تاریخی می توان گفت که لیبرالیسم در ایران همواره تلاش کرده است که راه "جامعه مدنی " و " گذار مسالمت آمیز به دموکراسی " را در برابر روشها و مطالبات رادیکال و انقلابی که آنها را هم تراز با "خشونت " و "هرج و مرج " و " تحمیل هزینه صرف " و مطرود جلوه می دهد ، پیش پای این جنبشها قرار دهد  و در این مسیر رهبری خود را بر آنها تثبیت نماید. در "صنفی " جلوه دادن اعتراضات و مبارزاتی که دانشجویان لیبرال در آن نفوذ و نقشی ندارند ، پراگماتیسمی  نهفته است که سیاست حاکم بر آن را نا مریی می سازد .  امروزه خود لیبرالهای "رادیکال " و "سکولار" هم به روشنی ابراز می دارند که : "... قابل تامل ترین استراتژی ابراز شده همان فشار از پایین ، چانه زنی از بالاست که با فشار از بیرون تغییر از درون ترکیب می شود . اینکه چه کسی می تواند مجری عمل باشد بحث دیگری است "و این به معنای تداوم پیوند استراتژیک آنان با اصلاح طلبان حکومتی در عرصه جنبشهای اجتماعی بر سر این نکته است که اعتراض در صحن دانشکده اگر با مدارا و گفتگو در تالارهای قدرت و حکومت همراه نباشد ، مترادف با " خشونت ورزی بی فایده  " و " هرج و مرج " است . این مساله همچنین خود را در خرده گیری همیشگی لیبرالها به اتخاذ روشهای رادیکال پیشبرد مبارزات دانشجویی نشان می دهد . خرده گیری ظاهرا مصلحت اندیشانه ای که با استدلالهای ظاهرا عمل گرایانه و به بهانه "تحمیل هزینه " بدنه دانشجویی را اتخاذ روشهای قاطعانه در مبارزه باز می دارد  و در پس آن ترس از ترکیدن حباب لیبرالیسم در صفوف جنبشهای اجتماعی و افتادن تشتش از بام مبارزات جمعی وجود دارد . در این رابطه باید اشاره کرد که روشهایی نظیر تظاهرات و دمونستراسیون ، به دست گرفتن کنترل دانشگاهها حتی به شکل نمادین و برای مدتی کوتاه ، انتخاب شوراهای نمایندگان دانشجویان ، برگزاری مجامع عمومی دانشجویی و دخالت در اداره امور دانشگاه از طریق اعمال دموکراسی مستقیم و ... ( که انتخاب هریک از آنها بسته به شرایط مشخص و توسط فعالین در محل صورت می گیرد )  از دهه 60 میلادی قرن گذشته و آغاز جنبشهای وسیع دانشجویی در سطح جهان به و استفاده از آنها از حقوق مسلم دانشجویانی است که در حق آنها اجحاف شده است . بدیهی است که اراده دانشجویان در مطالبه حقوقشان ممکن است به درگیری با پلیس و نیروها و نهادهای حافظ وضع موجود که مسئولین اصلی و واقعی اعمال خشونت آشکار و پنهان در جامعه هستند بیانجامد . دانشجویان فرانسوی در جریان اعتراضات دانشجویی می 1968 اقدام به اشغال محله "لاتن " ( کارتیه لاتن ) -  که دانشگاه "سوربن " در مرکز آن قرار دارد -  و سنگر بندی آن نمودند و مجمع عمومی دانشجویان در تاریخ 13 می اعلام کرد که : " سوربن یک دانشگاه عمومی و مستقل است و درهای آن شبانه روز به روی کارگران باز است . " دانشجویان یونانی در سال 1974 نه تنها اقدام دانشگاه پلی تکنیک آتن را تصرف نمودند بلکه در خیابانهای اطراف دانشگاه با نیروهای نظامی وابسته به " دیکتاتوری سرهنگها " مورد حمایت آمریکا درگیر شدند و اقدام به تاسیس یک ایستگاه رادیویی در دانشگاه نیز نمودند که بخشی از شهر آتن را پوشش می داد. دانشجویان ترکیه در فوریه 1996 دانشگاه بایزید استانبول را اشغال کردند تا کنسرت موسیقی گروه "یوروم " برگزار شود در حالیکه پلیس دانشگاه را محاصره کرده بود و افراد کمک کننده به دانشجویان را باز داشت می نمود . شکل نهایی و تکامل یافته این رویکرد لیبرالی به جنبش دانشجویی را می توان در موضعگیری لیبرالهای  باند نشریه "شهروند امروز " (باند "روشنفکران "لیبرال شرکت "پیوند سلیم " متعلق به غلامحسین کرباسچی که یکی از نهادهای مافیای اقتصادی - سیاسی جریان "لیبرال دموکرات اسلامی " کارگزاران سازندگی و صاحب امتیاز این هفته نامه است ) مشاهده کرد که در شماره ویژه شانزده آذر...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 18 اسفند1386ساعت 16  توسط دانشجویان سوسیالیست پیام نور ،نوراباد  | 

مارکس و دیکتاتوری پرولتاریا

هال دریپر

 

ديكتاتورى پرولتاريا " نزد ماركس‏ و انگلس

براى اولين بار در يك سلسله از مقالات ماركس‏ و در نشريه­ای تحت سردبیری او مطرح شده ‏ كه در لندن  انتشار مي­يافت. بعدها این مقالات به کتاب مبارزه طبقاتى در فرانسه 1850-1848 مشهور گشت. اولين مقاله که در ژانويه 1850 به رشته تحرير در آمده بود در  اوائل مارس‏ منتشر شد. اين اصطلاح و معادل آن نه يك بار بلكه سه بار در هر يك از سه فصل تشكيل­دهنده سلسله مقالات، ظاهر شده­اند.

اين اثر، تلاشی بود که‏ ماركس‏ براى جمع­بندى مفهوم سياسى انقلاب اروپائى 49-1848 به کار بست. ماركس‏ به مثابه ويراستار نشريه اصلى چپ انقلابى نقش‏ فعالى در انقلاب آلمان ایفا کرد و در همان حال از نزديك تحولات طوفانى فرانسه و به ويژه  وين را  تعقيب مي­كرد. انقلاب اكنون به پايان رسيده بود و ماركس‏ به درس­هاى آن مى­انديشيد.

اولین مسئله­ای که باید طرح کرد این است که هنگامي­كه اين اصطلاح  براى اولين بار در بهار 1850 ظاهر شد معناى آن براى ماركس‏ و خوانندگان هم دوره­اش‏ چه بود؟

آن واقعيت كليدى كه تاريخ اين اصطلاح را در هاله­اى از پيچيدگى فرو مي­برد به قرار زير است: در اواسط قرن نوزدهم كلمه قديمى "ديكتاتورى" هنوز‏ معادل اصطلاحی بود كه اين كلمه قرن­ها پيش از آن‏ برخوردار بود و در اين معنا، اين واژه  معادل استبداد، نظم استبدادى، حكومت مطلقه، يا اتوكراسى  نبوده و بالاتر از همه،  معناى آن در قطب مقابل دموكراسى قرار نداشت.

 

تاريخچه كوتاهى از "ديكتاتورى"

  در همه زبان­ها، در آغاز  كلمه "ديكتاتورى" (...dictature,Diktatur) استنادى بود به   dictatura يا نهاد مهمى در  جمهورى رم باستان  كه بيش‏ از سه قرن تداوم داشته و تاثيرى ماندگار بر انديشه سياسى بر جاى نهاده بود. اين نهاد براى اعمال قدرت در شرايط اضطرارى توسط يك شهروند مورد اعتماد براى مقاصد موقت و محدود و حداكثر تا شش‏ ماه، در نظرگرفته شده بود. هدف آن حفظ وضع موجود جمهورى بود؛ اين نهاد هم­چون تكيه­گاهى براى دفاع از جمهورى عليه خطر براندازى از خارج و داخل قلمداد شده و در حقيقت عليه عناصرى بود كه ما امروزه آن­ها را  متهم به ديكتاتورى مي­نمائيم. كاركرد اين نهاد حداقل تا هنگامي­كه ژوليوس‏ سزار با نابودكردن نهاد جمهورى، خود را ديكتاتور نامحدود و هميشگى اعلام كرد يعنى ديكتاتور به معناى امروزى كلمه، ادامه داشت.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 7 اسفند1386ساعت 22  توسط دانشجویان سوسیالیست پیام نور ،نوراباد  | 

 

جنبش چپ دانشجویی و اراده به رهایی

درباره جنبش چپ دانشجویی

تا دیروز  ، جنبش دانشجویی وجود نداشت جز موقعی که دروغ می گفت. و ما چپ ها بودیم که جنبش را دوباره تعریف کردیم :  جنبش دانشجویی وجود ندارد جز موقعی که فریاد بزند.

قدرت تئوری و اندیشه  ما هزاران برابر نسل پیشین چپ است . ما دیالکتیسین ها به قول سقراط از اهالی تراکی نیستیم که هر کجا  مدعی یافتیم او را دعوت به کشتی گرفتن نماییم . ما وقت خود را برای کشتی گرفتن با اصلاح طلبان ، لیبرال ها و هر کج و کوله ای تلف نمی کنیم  . به همین خاطر همیشه در برابر حرف دروغ نباید راست گفت . گاهی باید فریاد زد تا دروغ در بزدلی درونی خودش خفه شود. و 15 آذر خیلی ها خفه شدند . سرود ای ایران خفه شد. بیانیه ابراهیم یزدی خفه شد. شعار رفراندوم خفه شد. اگر براستی  جدا از کلیشه های ذهنی تان خواهان حرف  ما و قدرت نظری ما هستید به زمین نوشتار بیایید تا برای بار دوم و این بار برای همیشه خفه شوید.

و اینجاست که باید گفت از مشتت استفاده کن ونه از دهانت. اما اگر می خواهید سخن ما را بشنوید پیشتر بدانید که تفاوتی با مشت های گره کرده ی ما ندارد.

 و می گویند که چپ شکست خورده است و حالا دوباره بازگشته است . اما احمقها! هر کسی مبارزه خودش را دارد.من که تا به دنیا امدم و زیر چنگ دستگاه حقارت و فریب شما رشد کردم ، مبارزه ام را هرگز آغاز نکرده بودم که شکست بخورم.  ما بازنگشته ایم. ما همیشه اینجا بوده ایم.  این شما هستید که در آموزش ایدئولوژی به ما شکست خورده اید.  این شمایید که شکست می خورید و دوباره با رنگی دیگر ، حربه ای دیگر و عوامفریبی دیگر باز می گردید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 5 اسفند1386ساعت 20  توسط دانشجویان سوسیالیست پیام نور ،نوراباد  | 

 

بیانیه شماره 2  " دانشجویان سوسیالیست دانشگاههای سراسر ایران"

 

بر طبق اخبار و اظهار نظرهایی که به دستمان رسیده است ، در پی صدور نخستین بیانیه ما در تاریخ 26 بهمن ماه 1386 که تنها شامل اعلام موجودیت این جریان جدید و نیز لیست جمعهای تشکیل دهنده این جریان بود ، سوالاتی در اذهان گروهی از فعالین و علاقمندان پیرامون ماهیت و نظرات  جریان ما ایجاد گشته است .

بدین وسیله به شکلی خلاصه و فوری و صرفا جهت زدودن سریع پاره ای از ابهامات پیش آمده به  اطلاع می رساند که این جریان یعنی جریان " دانشجویان سوسیالیست "  که شکل گیری آن در شرایط کنونی و به دلیل ملاحظات صرفا عملی و اجرایی  عمدتا در مراکز دانشجویی استان فارس بوده است خود را جریانی متعلق به قطب  چپ جنبش دانشجویی ایران و بخشی از حرکت " دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب " می داند که در ماههای اخیر در پی حوادث 13 آذر ماه به حرکتی سراسری در جنبش دانشجویی ایران بدل گشته است . جریان " دانشجویان سوسیالیست " به عنوان و قالب " دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب " بمثابه ظرف فعالیت جنبشی فراگیر با هدف نمایندگی مطالبات موجود دربدنه جنبش دانشجویی  می نگرد که ساختار و شاکله اصلی آن می بایست از دانشجویان سوسیالیست متحد حول استراتژی سوسیالیستی در جنبش دانشجویی تشکیل شود .  تحقق چنین چشم اندازی البته در گرو فراروی از قطب بندیهای بی پایه و فاقد موضوعیت سیاسی و اجتماعی کنونی نظیر "چپ رادیکال " – " چپ کارگری " و ...  و همچنین تصفیه حساب با سیاستها و روشهای ناصواب گذشته بر اساس درسهای 13 آذر و گسست از آنها ، کوشش در جهت طرح و ارائه استراتژی سوسیالیستی و سیاست و افق پرولتری در جنبش دانشجویی ایران بمثابه یک جنبش دموکراتیک پیشتاز ،  اتحاد عمل براساس و حول این استراتژی و ایجاد تمایزها ، خط بندیها و مرزها باز بر اساس همین مقوله -  و نه عواملی مانند تعلق خاطرهای حزبی و سازمانی ، دغدغه های فرقه ای ، تئوریزه نمودن اختلافات و کدورتهای شخصی رهبران و ...  - با راهبردها و گرایشهای لیبرالیستی و رفرمیستی در جنبش دانشجویی  است . بنابراین اعلام موجودیت جریان "دانشجویان سوسیالیست " را نباید بمثابه انشعابی از حرکت "دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب " یا شکل گیری قطب دیگری در مقابل جریان یاد شده تعبیر کرد . جریان "دانشجویان سوسیالیست " حرکتی برآمده از درون " دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب " است که می کوشد برمبنای رویکرد " استراتژی محور" فوق الذکر به ستون فقرات و جریان اصلی شکل دهنده بدنه و سیاستهای این حرکت بدل شود . ما اعتقاد داریم تا دانشجویان سوسیالیست صفوف خود را برمحور یک استراتژی مدون سوسیالیستی ، انقلابی و کارگری منظم و منسجم ننمایند و آنگاه بر مبنای آن حرکت " دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب " را بمثابه ظرف فعالیت جنبشی سازمان ندهند ، قالب " دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب " به مکانی برای تداوم حیات برخی سیاستهای ناکارامد و نادرست گذشته و سردرگمی راهبردی و اکتیویسم فاقد نتیجه بدل خواهد شد  . بر این اساس ، در لحظه حاضر و در شرایط کنونی اما  می توان گفت که  به جریان " دانشجویان سوسیالیست " می توان بمثابه فراکسیونی در داخل حرکت "دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب " نگریست .  

" دانشجویان سوسیالیست دانشگاههای سراسر ایران " همان گونه که در بیانیه قبلی اشاره شد به زودی و در قالب یک مانیفست به تشریح نظرات خود در مورد موضوعات فوق الذکر و مسایل عمده و اساسی قطب چپ در جنبش دانشجویی خواهند پرداخت و فعالین جنبش دانشجویی و به طور مشخص فعالین چپ این جنبش و دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب را به اتحاد عمل پیرامون این نظرات و فعالیت حول این مانیفست فراخواهند خواند . لازم به ذکر است که اخبار ، مطالب و مواضع  مربوط به ما از طریق وبلاگ " دانشجویان سوسیالیست دانشگاهها ایران " قابل پیگیری است .  

 

زنده باد سوسیالیسم!

 

دانشجویان سوسیالیست دانشگاههای سراسر ایران     http://dsocialist.blogfa.com/

 

۲۹/ بهمن / ۱۳۸۶

+ نوشته شده در  سه شنبه 30 بهمن1386ساعت 0  توسط دانشجویان سوسیالیست پیام نور ،نوراباد  | 

 

بیانیه اعلام موجودیت دانشجویان سوسیالیست دانشگاههای سراسر ایران

 

ما دانشجویان سوسیالیست دانشگاههای سراسر ایران با اعلام  موجودیت خود درجهت پیشبرد اهداف و  استراتژی سوسیالیستی و کارگری برای برون رفت از وضع فلاکتبار موجود حاکم بر جامعه و رسیدن به جامعه انسانی، فعالیت و مبارزه خواهیم کرد. اگرچه نظام سرمایداری اسلامی ایران در صدد سرکوب ومرعوب کردن جنبش ازادیخواهانه و سوسیالیستی حاضر در صحنه سیاسی ایران است، اما ما برای پس زدن تعرض  نظام هار سرمایه، همراه و همصدا با دانشجویان ازادیخواه و برابری طلب و تمام دانشجویان چپ و کمونیست، کارگران و زنان و همه مردم ازادیخواه ایران به پا خواسته و با تمام قوا برای ازادی رفقای دانشجوی در بند و همچنین فعالین کارگری و زنان و همه زندانیان سیاسی خواهیم کوشید و از هر اقدامی برای ازادی انها کوتاهی نخواهیم کرد. ما از همه دانشجویان ازادیخواه میخواهیم با پیوستن به صفوف جنبش ازادیخواهی و سوسیالیستی همگام و متحد با جنبش کارگری و جنبش زنان در جهت به تحقق رساندن اهداف انسانی خود مبارزه کنیم.

 ما دانشجویان سوسیالیست دانشگاههای سراسر ایران در اولین فرصت جهت گیری و استراتژی خود را در بیانیه ای اعلام خواهیم کرد.

1)      دانشجویان سوسیالیست دانشکده فنی باهنر شیراز   http://www.sche.blogfa.com /

2)      دانشجویان سوسیالیست دانشگاه پیام نور نوراباد ممسنی  http://nche.blogfa.com/

3)      دانشجویان سوسیالیست دانشگاه پیام نور شیراز

4)      دانشجویان سوسیالیست دانشگاه خامنه ای بوشهر

5)      دانشجویان سوسیالیست دانشگاه پیام نور بوشهر

6)      دانشجویان سوسیالیست دانشگاه صدرا شیراز

7)      دانشجویان سوسیالیست دانشکده ادبیات شیراز

8)      دانشجویان سوسیالیست دانشکده سما شیراز

9)      دانشجویان سوسیالیست دانشگاه پیام نور خوانسار

10)   دانشجویان سوسیالیست اموزشکده دختران شیراز(مرکز اموزش عالی دختران شیراز)

11)   دانشجویان سوسیالیست دانشگاه دولتی مرودشت

12)   دانشجویان سوسیالیست دانشگاه فنی مرودشت

13)   دانشجویان سوسیالیست دانشگاه ازاد مرودشت